محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
386
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دعوتكننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك . » « 1 » ( سيرته القصد و سنّته الرّشد ) او در هر كارى ميانهرو و در هر وصفى در نهايت كمال قرار داشته و در گفتار و عمل اخلاص داشت . ( و كلامه الفصل و حكمه العدل ) او تهى از شهوت و خودپسندى بود . در روايتى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده است : « شما درگيرىهاى خود را نزد من مىآوريد و من انسانى بيش نيستم و شايد برخى از شما در بيان دليل خويش نيرومندتر از ديگرى باشد و من را راستگو شمرده به سود او داورى كنم ؛ چرا كه من بر پايه آنچه كه مىشنوم حكم مىكنم . پس اگر به سود يكى از شما داورى كردم و در واقع حق او نبود ، آن چه را از آن خويش ساخته ، قطعهاى از آتش در گردنش خواهد شد كه اندازه آن به اندازه هفت زمين است . » « 2 » شايد برخى معناى اين روايت را چنين بدانند كه ممكن است پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خلاف عدل داورى كند . اما در واقع پاسخ اين اعتراض را در خود روايت مىتوان يافت . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : من انسانى بيش نيستم و بر مبناى آنچه مىشنوم و درست مىدانم داورى مىكنم . بنابراين در موارد داورى وحى از جانب خدا بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وحى فرستاده نمىشود كه حق را از باطل جدا كند و آن حضرت بر اساس اصول و قواعد داورى مانند وجود شاهد و غير آن همانند هر قاضى ديگرى حكم مىكند .
--> ( 1 ) . يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً * وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً » احزاب / 33 : 45 - 46 . ( 2 ) . نك : صحيح بخارى : 2 / 867 ، ح 2326 ؛ صحيح ابن حبان : 11 / 460 ، ح 5071 ؛ سنن ترمذى : 3 / 624 ، ح 339 .